جنبش توییتری، نظرسنجی آنلاین

مطالب این ستون، صرفاً آرای نویسندگان آن را بازتاب می‌دهد.
۱۸ خرداد ۱۳۹۲
 
 

به همان اندازه که ادعای رسانه های غربی در مورد جنبش توییتری سبز در انتخابات ریاست جمهوری سال 2009 ایران نادرست بود، حجم زیاد استناد به نظرسنجی های آن لاین در انتخابات سال 2013 – خرداد 1392 – توسط شبکه های مجازی و حتی گاهی رسانه های خبری عجیب است.

اما چرا نظرسنجی های "آن لاین" این روزها تا این حد مورد استناد قرار می گیرند، و در شبکه های مجازی به آنها استناد می شود؟ منظور من از نظرسنجی های آن لاین، آن بخشی از نظرسنجی هاست که توسط سایت های اینترنتی و وب سایت های خبری با کلیک کردن روی یک گزینه در وب سایت های مختلف انجام می گیرند و اگر از اشکالات متعدد وارد بر آنها بگذریم، عدم داشتن نمونه آماری تصادفی کافی است که این نظرسنجی ها را از لحاظ علمی فاقد اعتبار می کند.

شاید مهمترین دلیل استناد به نظرسنجی های آن لاین، سرعت و راحتی دسترسی به آنها باشد. به غیر از نظرسنجی های چرخشی و روزانه موسسه "آی پز"، هیچ نظرسنجی عمومی دیگری که نتایج آن به همراه اطلاعات تفصیلی در مورد نمونه و روش تحقیق آن منتشر شده باشد وجود ندارد. سایر نظرسنجی ها هم که توسط رسانه ها و به نقل از منابع معتبر – وزارت اطلاعات، مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران و مرکز افکارسنجی صدا و سیما - منتشر می شوند، تنها به ذکر نتایج و حداکثر، تعداد نمونه ها اشاره می کنند.

یکی دیگر از دلایل استناد به این نظرسنجی ها، جهت گیریهای جناحی-شخصی گروهها، وب سایتهای برگزار کننده نظرسنجی و افراد در مورد چنین نظرسنجی هایی است. نظرسنجی های آن لاین که نتایج آنها قابل پیش بینی تر هستند و به تحلیل های آماری هم احتیاج ندارند و کل نظرسنجی در یک نمودار و تعداد افراد کلیک کرده روی گزینه ها خلاصه می شود، این فرصت را برای سوگیری و حتی تنظیم نتایج نهایی دلخواه فراهم می کند. در حالی که نظرسنجی های علمی با نمونه های اعلام شده، ممکن است مطابق با خواست و سلیقه شخصی و سیاسی افراد پیش نرود.

در بسیاری موارد برای ساده کردن بحث مطرح می شود که فلان نظرسنجی با عقل سلیم نمی خواند؛ غافل از اینکه اگر قرار بود نظرسنجی لزوما با عقلی که برخی ها آن را "سلیم" می خوانند قابل جمع باشد که دیگر نظرسنجی انجام نمی گرفت. می شد به همان عقل های سلیم رجوع و نتیجه را پیش بینی کرد. ما نظرسنجی می کنیم که به نتیجه ای که به واقعیت موجود نزدیکتر است برسیم و این نتیجه ها هم گاهی با شهودات ما ناسازگار است. اگر همیشه تصور ما از فضای دور و بر خودمان و نظر واقعی مردم، منطبق بر برداشت های شخصی مان باشد که دیگر نظرسنجی معنایی ندارد.

ممکن است گفته شود که نظرسنجی های آن لاین و بررسی آنها بالاخره می تواند با یک روش علمی صورت بگیرد و از منظر روش شناسی کاری علمی به حساب می آید. این ادعا در مورد روش شناسی چنین بررسی هایی ممکن است درست باشد اما حتما اثربخش نیست.

ما در بحث های مدیریت تبلیغات سازمانی، دو مفهوم داریم که در برخی اوقات با یکدیگر اشتباه می کنیم. اولین مفهوم "اثربخشی" (Effectiveness) به معنی "انجام کار درست" است. یعنی کاری که منتج به نتیجه قابل استفاده می شود و می توان از آن در موقعیت های مناسب استفاده کرد. این مساله به خصوص در تبلیغات، از این نظر اهمیت دارد که وقت و زمان منابع را در جای درست و صحیح خود اختصاص می دهد.

مفهوم دیگر "کارایی" (Efficiency) است که به معنای انجام درست یک کار می باشد. اما خب، ممکن است انجام دادن این کار اساسا ضرورتی نداشته باشد. تحلیل منتشر شده در مورد نظرسنجی های آن لاین و استناد به آنها از این جنس است. یعنی اگرچه این نظرسنجی ها شاید کارایی هایی داشته باشند و از لحاظ روش شناسی فاقد اشکالات اساسی باشند، اما می توانند از اثربخشی لازم برخوردار نباشند. به عبارت بهتر، کار درستی انجام نشده است که حالا، خوب یا بد انجام شدن آن اهمیت داشته باشد. فرصتی هم که برای استناد به آن صرف می شود، وقتی بیهوده و تلف کردن زمان است. با توجه به این موارد است که این پرسش پیش می آید که با استناد به یک سری نظرسنجی آن لاین - که حداقل های علمی نظرسنجی های آن لاین هم در آن رعایت نمی شود – قرار است چه نتیجه ای (تئوریک یا عملی) حاصل شود؟ که چه بشود؟ چه کسی از آن استفاده می کند؟ جواب من این است که تنها کسانی به این نظرسنجی ها استناد می کنند که شور کودکانه شان را ارضا کنند اما این کار در نهایت نه علمی است، نه تحلیل سیاسی است و نه به درد انتخابات می خورد. به کار رسانه هم نمی آید و برای یک کمپین تبیلغاتی هم که سم ملهک و سرابی باطل است. آیا غرض تنها سرگرم کردن مخاطب است؟ یا تولید اطلاعات غلط که می تواند برنامه ریزان ستادهای انتخاباتی را به بیراهه بکشاند؟

از این روست که می گویم استناد به نظرسنجی های آن لاین و بررسی و تعمیم نتایج آن ها، راحت ترین کار ممکن و در عین حال بیهوده ترین آنهاست و کسانی هم که چنین ادعاهایی را دارند، از درک و فهم ساده ترین مفاهیم نظری در مورد نظرسنجی غافل هستند. هماننند کسانی که چون اخبار جنبش سبز را از توییتر دریافت می کردند فارغ از گستردگی حوزه مخاطبان و توییت کنندگان، آب در هاون می کوبیدند و جنبشی را در حد یک اعتراض فراگیر توییتری تقلیل می دادند. اعتراضی که حتی برخلاف نمونه فیس بوکی آن که زمان و مکان اعتراض را به مخاطب می رساند و منبع پیشینی اعتراض بود، تنها منتقل کننده اخبار پس از اعتراض است و به درد کتاب های تاریخ و ثبت وقایع می خورد و نه بیشتر.


نظرسنجی‌های روزانه ما را به صورت ایمیل دریافت کنید

ثبت نام