حمله و دفاع در مناظره سوم

مطالب این ستون، صرفاً آرای نویسندگان آن را بازتاب می‌دهد.
۱۸ خرداد ۱۳۹۲
 
 

مناظره سوم کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری که دیروز برگزار شد نسبت به مناظره های قبل جذاب تر بود و پرسش و پاسخ میان آنها، اختلاف های فکری و عملی کاندیداها را بیشتر نمایان کرد. این امر البته غیرقابل پیش بینی هم نبود. سیاست و حواشی آن در دو بخش داخلی و خارجی به اندازه ای مهم است که نامزدها در آخرین و مهمترین مناظره دور اول رقابت های ریاست جمهوری یازدهم با تمام داشته های خود وارد میدان رقابت شدند تا آخرین تیر در ترکش رقابت های انتخاباتی را به بهترین نحو مورد استفاده قرار دهند.

اما مناظره دیروز چه داشت که تا این حد نامزدها را رو در روی هم قرار داد؟

نکته اول، هماهنگی دو نامزد منتسب به اصلاح طلبان بود. آقایان عارف و روحانی به هیچ وجه همدیگر را مورد سئوال و چالش قرار ندادند و وقت خود را برای پاسخ دادن به یکدیگر صرف نکردند. همین هم به آقای روحانی این اجازه را داد که در پایان مرحله اول مناظره دیروز، فرصت و زمانی بیشتر از سایر کاندیداها برای بیان نکته های پایانی اش داشته باشد و رقبای خود را مورد انتقاد قرار دهد، بدون آنکه آنها فرصت دفاع دوباره را پیدا کنند.

به عنوان نکته مهم دوم می توان به عدم هماهنگی در میان سه کاندیدای ائتلاف موسوم به 2+1 یعنی آقایان قالیباف، ولایتی و حداد عادل اشاره کرد. امری که حداقل دو بار توسط آقای رضایی بیان شد و نامزدهای ائتلاف هم پاسخی ندادند و یا بهتر بگویم، پاسخی برای این امر نداشتند. آنها که – به مردم – قول داده بودند تنها و در نهایت با یک کاندیدا وارد انتخابات می شوند به قدری در فضای فکری متفاوت به بیان نظرات خود می پرداختند که توگویی، تمام ادعاهای پیشینی شان در خصوص هماهنگی و ائتلاف نادرست بوده است.
به عنوان مهمترین دلیل این امر می توان به گفته های آقای قالیباف اشاره کرد که آقای ولایتی را در مورد "قهوه خوردن با میتران" - رئیس جمهوری پیشین فرانسه – مورد انتقاد قرار داد و گفت آن وقت که شما قهوه می خوردید عراقی ها با هواپیماهای فرانسوی – میراژ – روی رزمندگان بمب می ریختند. آقای ولایتی البته پاسخ داد که قهوه خوردن او با آقای میتران مربوط به پس از جنگ است. اما فارغ از ادعای آقای قالیباف و یا جواب آقای ولایتی، مشخص شد که ائتلاف این دو و البته آقای حداد عادل همانگونه که پیش از این هم بارها مطرح شده بود در نطفه مرده به دنیا آمده بود.

آقای قالیباف به نظر من یکی از مهمترین شکست خورده های مناظره دیروز هم بود. او که در نظرسنجی ها از سایر رقبا جلو است با یک برآورد اشتباه، داستان مجوز حمله به کوی دانشگاه را خودش مطرح کرد تا به نوعی جواب انتقادها به خود در فضای مجازی را داده باشد. امری که پاسخ دادن به آن، بعد از ثبت نام و رد صلاحیت آقای هاشمی، دیگر اهمیت استراتژیک خودش را برای قالیباف از دست داده بود. اما او این بحث را دوباره به میان کشید تا با پاسخ آقای روحانی مواجه شود که آقای قالیباف را متهم کرد که منظور ایشان از دادن مجوز به اعضای دفتر تحکیم برای مراسم سالگرد کوی دانشگاه، شناسایی "گازانبری" دانشجویان بوده است. بعد از این حمله قالیباف و دفاع روحانی و حمله متقابل او، قالیباف تا پایان مناظره دیگر نتوانست موفق عمل کند و منفعل بود.
آقای عارف هم از جمله افراد دیگری بود که می توانست از فرصت مناظره بهتر عمل کند، اما این فرصت را از دست داد. اشتباه آقای عارف این است که با آوردن اسم آقای خاتمی می خواهد برای خودش رای جمع کند. در حالی که اسم آقای خاتمی باید با یک کنش عملی همراه باشد. به عنوان مثال آقای عارف می گوید که از ظرفیت آقای خاتمی در رابطه با دنیا و از ظرفیت آقای هاشمی در رابطه با کشورهای اسلامی استفاده می کند. معنی حرف آقای عارف احتمالا این است که ایشان از آقای خاتمی می خواهد طی سفرهایی به کشورهای مختلف دنیا به بهبود رابطه ایران با دنیا کمک کند. خب، اما نمی دانم چرا آقای عارف همین حرف را نمی زد تا صحبت هایش برای همه به صورت واضح قابل فهم باشد؟مناظره دیروز یک برنده داشت و یک نفر هم در پایگاه رای خود و مطابق با چارچوب فکری افرادی که برای رای آوردن در میانه آنها برنامه ریزی کرده است، خوب عمل کرد. منظورم آقایان روحانی و جلیلی هستند.

آقای روحانی مزیت رقابتی خودش را در بحث سیاست خارجی و دیپلماسی هسته ای کشور به خوبی ایفا کرد. انتقادهای او به تیم مذاکره کننده ایران به مدیریت آقای جلیلی– که خواسته یا ناخواسته توسط آقایان ولایتی و رضایی تقویت هم شد – و این جمله طلایی که اگر سانتریفیوژها بچرخند اما چرخ کارخانه ها و صنعت نچرخد ما استقلال نخواهیم داشت، به عنوان نقطه عطف صحبت های او شمرده می شود. ضمن اینکه آقای روحانی در پرسش و پاسخ با آقای قالیباف هم، با حمله متقابل، رقیب خود را تا انتهای مناظره به گوشه رینگ برد.

در مورد آقای جلیلی، اگرچه انتقادها به او و دیدگاه های وی در شبکه های اجتماعی زیاد است، اما اگر برنامه ریزی تبلیغاتی ایشان بر افزایش رای در میان بخش هایی از نیروهای بسیج و مردم قشری و مذهبی استوار باشد، او در چارچوب خوبی مناظره کرده است. احتمالا آقای جلیلی این امر را در راستای حضور در دور دوم و پیروزی در آن مطابق مدل احمدی نژاد – هاشمی سال 84 تعریف کرده است که البته من ظرفیت این امر را برای جلیلی در دور دوم چندان راحت نمی بینم.

در میان سایر کاندیداها که آقایان غرضی و عارف در حد ضعیف همانند آنچه که انتظار می رفت ظاهر شدند. به خصوص آقای حداد عادل که نه تنها ضعف مدیریتی خودش را هم نمایان ساخت، بلکه ضعف شخصیتی زیادی هم از نظر شیوه حرف زدن، پاسخ هایی که مطرح می کرد و ... داشت. آقایان ولایتی و رضایی هم در چارچوب فکری خود حرکت کردند، با این توضیح که روحیه محافظه کارانه آقای ولایتی که البته به دلیل انتساب وی به محافظه کاران سنتی ایران چندان عجیب هم نیست، باعث کاهش آرای وی در روزهای اخیر شده و به نظرم این امر ادامه پیدا خواهد کرد.

آقای رضایی اما در مناظره آحر سردگم بود. ایشان یک تاکتیک مشخص دارد که همه چیز را به اقتصاد وصل می کند اما برای این کار برنامه اجرایی ندارد. یعنی نمی داند کجا و چگونه دفاع کند و چه زمانی حمله نماید. ضمن اینکه صحبت های قبلی اش در خصوص اینکه پرونده ایران اگر به شورای امنیت برود، بهتر است از اینکه به شورای حکام برود، توسط آقای روحانی به این ضعف آقای رضایی دامن زد.

و در آخر اگر بخواهم از بازنده بزرگ و اصلی مناظره دیروز یاد کنم باید به مردم ایران اشاره نمایم. مناظره دیروز معلوم کرد که از وضعیت پرونده هسته ای و مدیریت کشور نه تنها اصلاح طلبان ناراضی هستند بلکه در میان اصول گرایان و افرادی از قیبل آقای ولایتی به عنوان وزیر امور خارجه 16 ساله ایران و مشاور امور بین الملل رهبری و همچنین آقای رضایی به عنوان دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، صداهای مخالف بیرون می آید. آنها هم مانند اصلاح طلبان و آقای هاشمی، کشور را در بحران می بینند و مدیریت ایران در پرونده هسته ای را یکی از دلایل آن می دانند.


نظرسنجی‌های روزانه ما را به صورت ایمیل دریافت کنید

ثبت نام