آرای تصمیم نگرفته؛ مهمترین گرفتاری یک کمپین ایرانی

مطالب این ستون، صرفاً آرای نویسندگان آن را بازتاب می‌دهد.
۱۳ خرداد ۱۳۹۲
 
 

اگر به عنوان عضوی از تیم برنامه ریزی و تعیین استراتژی یک کمپین انتخاباتی بدانید که بیشتر از 60% رای دهندگان، هنوز برای انتخاب یک کاندیدا به تصمیم قطعی نرسیده اند، هرگز برای اجرای طرح های تبلیغاتی ناامید نمی شوید؛ حتی اگر تنها 10 روز به زمان رای گیری در انتخابات باقی مانده باشد.

رای دهندگان تصمیم نگرفته (Undecided Voters) مهمترین هدف در هر کمپین انتخاباتی را به خودشان اختصاص می دهند. کسانی که تصمیم به رای دادن دارند اما هنوز نمی دانند کدام یک از کاندیداها به دیدگاه های آنها نزدیک تر است. از این رو کمپین های انتخاباتی به جای آنکه بر تلاش برای تغییر رای افراد تصمیم گرفته متمرکز شوند – که عملا احتمال آن بسیار پایین است – تمام تلاش خود را به کار می برند که این آرای شناور را جذب نمایند.

در کمپین های مدرن انتخاباتی از آنجا که به دلیل فرصت زیاد تبلیغات، آرای عمومی به خصوص در روزها و حتی ماه های منتهی به انتخابات شکل یافته است، درصد این آرای تصمیم نگرفته پایین است و نامزدها در حد 2 یا 3 درصد به دنبال جذب آرای افراد تصمیم نگرفته هستند. اما در انتخابات ریاست جمهوری در ایران، که فرصت تبلیغات تلویزیونی – به عنوان مهمترین ابزار تبلیغاتی با گستره وسیع – بسیار محدود و در حد حداکثر 20 روز است، آرای افرادی که در روزهای اخر تصمیم خود را می گیرند بسیار بالا خواهد بود.

انتخابات ریاست جمهوری در ایران از این حیث شاید مدل نمونه ای از تبلیغات انتخاباتی باشد که در کمپین های مدرن انتخاباتی کمتر مورد مشابه آن وجود دارد. مدلی که در درون خود واجد فرصت ها و تهدیدهایی هم هست.

مهمترین فرصت برای کاندیداها، به خصوص کاندیداهای کم تر شناخته شده در این است که اگر راه درست تبلیغات و جذب آرای مخاطب را بدانند، می توانند نسبت به جذب این آرای شناور امیدوار باشند.

اما تهدید متصور در این نوع تبلیغات هم در آن است که افکار عمومی به جای آنکه بر اساس برنامه کاندیداها رای بدهد، می توانند تحت تاثیر اثرات آنی و هیجانات ناشی از نوع تبلیغات یک کمپین و یا وعده های بدون پشتوانه قرار گیرند. امری که اگر در محدوده سه، چهار یا پنج درصدی آرای شناور و تصمیم نگرفته امری معمولی باشد برای یک رای 60 درصدی در انتخابات ریاست جمهوری حتماً یک سم مهلک برای جمهوریت و دموکراسی است.

آرای تصمیم نگرفته به میزان بالا در عین حال خود، بیانگر یک موضوع دیگر است و آن اینکه در میان کاندیداهای موجود، هیچ یک از منظر افکار عمومی شایستگی انتخاب شدن را مطابق با سابقه و عملکرد کاری گذشته ندارند، به عبارت بهتر اعتبار منبع کاندیداها به عنوان رئیس جمهور زیر سئوال است و جامعه، این کاندیداها را به عنوان افرادی که به صورت بالقوه رئیس جمهور آینده هستند نمی شناسند. 

به عنوان آخرین نکته، در ارزیابی این آرای تصمیم نگرفته می توان به اهمیت تفکیک این آرا در مناطق جغرافیایی و همچنین بر اساس سن و جنس اشاره کرد. امری که اگر درست در نظر گرفته نشود موجب از دست رفتن فرصت های لازم برای تبلیغات در مکان های جغرافیایی مختلف و بر اساس شعارهای منطبق با گروه مخاطبان خاص خواهد شد. بدیهی است که هر کمپین انتخاباتی با محدودیت زمان و منابع مالی رو به رو است و اگر نداند که پول خود را چگونه، در کجا و در چه زمانی صرف کند، نمی تواند در انتخابات پیروز باشد. انتخابات ایران با این حجم بالا از آرای تصمیم نگرفته، نمونه عملی روشنی از اهمیت "درست تبلیغ کردن" و "تبلیغ درست کردن" است.


نظرسنجی‌های روزانه ما را به صورت ایمیل دریافت کنید

ثبت نام